|
كلبه رويا عکس-كاريكاتورها و مطالب جالب عکسهای دیدنی و مطالب خواندنی و گوناگون و خبر
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
امروزه معصومیت و آرامش را فقط باید از نگاه کودکان دید. [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:32 ] [ خالدی ]
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:10 ] [ خالدی ]
اینروزها اینقدر بی حوصله شدم که حتی رغبت نمی کنم
وبلاگم رو آپدیت کنم٫ اینقدر حواسم پرته که امروز صبح که رفتم سوپر مارکت خرید کنم تاریخ انقضا خوراکی رو نگاه کردم سال ۹۱ بود ٫فکر کردم تاریخش گذشته و امسال ٫سال ۹۲ است.
برچسبها: دل نوشته [ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 9:32 ] [ خالدی ]
این روزها اگر از حالم بپرسند می گویم چون برف روی شیروانی داغ برچسبها: دل نوشته [ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 9:2 ] [ خالدی ]
برچسبها: خبر [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 8:49 ] [ خالدی ]
برچسبها: خنده بازار [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:1 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:22 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:16 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:12 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:9 ] [ خالدی ]
کافيست چون رودي باشيم در مسير زندگی... از پيچ و خم ها ، مشکلات و موانع نهراسيم.... و زماني كه مردابي را ديدیم، بدانيم مرداب در واقع همون روديست که از رسيدن به دريا نااميد شده است. [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:57 ] [ خالدی ]
زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...
برچسبها: عکس [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:54 ] [ خالدی ]
دربیکرانه زندگی دو چیز افسونم میکند.
۱-آبی آسمان را که میبینم و میدانم که نیست. ۲-خدارا که ………نمیبینم و میدانم که هست.
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:42 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:39 ] [ خالدی ]
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:35 ] [ خالدی ]
تو اتوبوس كبريت ميخواسته به بغلي ميگه اسمت چيه ؟ -يوسف. به به، شغلت چيه؟ -زنبوردار به به، كجا ميري؟ -اهواز عجب جايي، كبريت داري؟ -نه….. نه و نكمه، با اون اسمت، پدرسگ پشه باز، تو اين گرما سگ ميره اهواز كه تو ميرى برچسبها: خنده بازار [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:41 ] [ خالدی ]
يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه: امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه…! بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه: دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه… بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد… روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود ! اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود: . کدوم صندلي ؟ برچسبها: طنز [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:36 ] [ خالدی ]
يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه: امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه…! بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه: دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه… بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد… روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود ! اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود: . کدوم صندلي ؟ برچسبها: طنز [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:36 ] [ خالدی ]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:32 ] [ خالدی ]
ما بچه بودیم یه بازی بود به نام : رئیس جیست !؟ برچسبها: خنده بازار [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:27 ] [ خالدی ]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:23 ] [ خالدی ]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:22 ] [ خالدی ]
برچسبها: خبر [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:45 ] [ خالدی ]
برچسبها: خبر [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:26 ] [ خالدی ]
برچسبها: خبر [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:23 ] [ خالدی ]
هر روز که برمی خیزی لبخندی تقدیم آسمان کن خدا هر روز در زمین جاری می شود باور نداری؟! خورشید هنوز هم می خندد تو چرا نه؟!... ![]() [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 12:25 ] [ خالدی ]
زندگی وقت کمی بود نمی دانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم تشنه لب عمر به سر رفت وبه قول سهراب:آب در یک قدمی بودو نمیدانستیم [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 12:5 ] [ خالدی ]
نیا باران زمین جای قشنگی نیست در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند من از اهل زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد وپروانه را هم دوست دارد نیا باران زمین جای قشنگی نیست [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:59 ] [ خالدی ]
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:47 ] [ خالدی ]
شب در کارنامه سیاه خود چه کرده که افتخار به دست آوردن این همه ستاره را دارد
شب که می خوابی نگرانی هایت را به خدا بسپار و آسوده بخواب که خدا تمام شب بیدار است برچسبها: دل نوشته [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:43 ] [ خالدی ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||